می رسيم به يکی از آهنگ های به شدت مورد علاقه من، يعنی آهنگ سگ ها، از آلبوم حيوانات. اين آلبوم بر مبنای داستان قلعه حيوانات نوشته جورج اورول ساخته شده.
اجراهای زنده اين آهنگ برمی گرده به تور خود آلبوم، کنسرت های قبل از آلبوم و کنسرت In The Flesh . نکته جالب توجه توی In The Flesh اينه که جان کارين، که توی کنسرت های بعد از واترز پينک، نواختن کی برد رو بر عهده داشته، توی کنسرت In The Flesh نوازنده گيتار و کی برد هستش و يکی از خواننده های سولوی اين آهنگ هم هست!
ترانه آهنگ کار راجر واترزه و موسيقيش، و تقريبا نواختن تمام سازهاش هم کار ديويد گيلمور. ترانه ای که واترز گفته بوده بسيار بسيار بلند بوده و بعد از حذف تقريبا سه چهارمش، گيلمور آهنگی ۱۷ دقيقه ای براش می سازه! آهنگ توی اجراهای قبل از آلبوم Animals هم با نام Gotta Be Crazy اجرا می شده و ميشه گفت ساختنش تدريجی بوده.
خواننده آهنگ توی نسخه اصلی گيلمور و واترز هستن. آهنگ با گيتار کلاسيک، با پس زمينه کی برد شروع ميشه.
You gotta be crazy, you gotta have a real need
You gotta sleep on your toes, and when you're on the street
You gotta be able to pick out the easy meat with your eyes closed
And then moving in silently, down wind and out of sight
You gotta strike when the moment is right without thinking
مجبوری ديوانه باشی،
بايد نيازی واقعی داشته باشی
و وقتی در خيابان هستی،
بايد روی نوک پنجه بخوابی،
و مجبوری که بتوانی چشم بسته طعمه را بقاپی،
و بعد آرام و بی سروصدا، خلاف جهت باد از ديد دور شوی،
بايد سر بزنگاه، بدون لحظه ای تامل ضربه را بزنی
اين شرح يک زندگی سگيه. يا در واقع زندگی يک انسان سگ نما. منظور از اين نوع انسان ها، اونايی هستن که آلت دست خوک ها ميشن، و هر کار کثيفی رو به دستور خوک ها انجام ميدن. به هر نقشی درميان، هر ترفندی رو که می دونن می زنن و هميشه دوست دارن بهترين توی نوع خودشون باشن. جورج اورول به زيبايی اين افراد رو به سگ تشبيه کرده.
با اضافه شدن درامز :
And after a while, you can work on points for style
Like the club tie, and the firm handshake
A certain look in the eye and an easy smile
You have to be trusted by the people that you lie to
So that when they turn their backs on you
You'll get the chance to put the knife in
بعد از مدتی،
می توانی به سر و وضعت برسی،
کراوات اعضای باشگاه را بزنی،
و رفتاری بسيار باکلاس داشته باشی،
نگاهی صريح با چشمانت بيندازی،
و لبخندی از ته دل بزنی،
کسانی که به آن ها دروغ می گويی،
بايد اعتمادشان را جلب کنی،
که وقتی پشتشان را به تو کردند،
فرصتی به دست بياوری تا خنجر را فرو کنی
حالا، بعد از مدتی فرد ارتقا پيدا می کنه. اين جا بايد رفتاری باکلاس از خودش نشون بده و کاملا مبادی آداب باشه. جالبه که خيلی ها به اين افراد به خاطر رفتارشون اعتماد می کنن. و وقتی اعتمادشون جلب شد، ميشه ضربه رو بهشون زد. موارد بسيار زيادی از اين دست وجود دارن. فردی با رفتارش، خودش رو با کلاس نشون ميده و ديگران بهش اعتماد می کنن و ....
اين جا يک سولوی بسيار زيبای گيتار هستش، و بعد:
You gotta keep one eye looking over your shoulder
You know it's going to get harder, and harder, and harder as you
get older
And in the end you'll pack up and fly down south
Hide your head in the sand
Just another sad old man
All alone and dying of cancer
بايد هميشه چشمت دور و برت را بپايد،
می دانی که هر چه پير، و پيرتر می شوی،
کار خيلی سخت، و سخت تر می شود،
و سر انجام، چمدانت را می بندی، و به جنوب پرواز می کنی،
و خودت را از ديد مردم دور می کنی،
فقط يک پيرمرد غمگين ديگر هستی، که تنهای تنهايی و از سرطان داری می ميری.
اين قسمت ترانه فوق العاده زيباست. پايان عمر چنين آدمی به اين صورته. البته در بهترين حالت!
بعد از دو سولوی باز هم زيبای گيتار، که البته توی In The Flesh تغييرات زيادی روشون انجام شده.
And when you loose control, you'll reap the harvest you have sown
And as the fear grows, the bad blood slows and turns to stone
And it's too late to lose the weight you used to need to throw
around
So have a good drown, as you go down, all alone
Dragged down by the stone
و وقتی که کنترلت را از دست بدهی،
هر چه کاشتی را درو می کنی،
و وقتی که ترست بيشتر و بيشتر می شود، کينه ها کم شده و سنگ می شوند
و ديگر خيلی دير شده که بارهای اضافی قايقت را به بيرون پرت کنی تا سبک شود،
پس غرق شدن به خير، وقتی که تک و تنها به پايين سقوط می کنی،
و سنگ تو را به پايين می کشد.
خوب اين هم از يه حالت ديگه اش! مرگ چنين انسانی اين طوريه. سبک تر کردن بارش رو هی به عقب می اندازه تا جايی که ديگه خيلی دير ميشه... نکته جالب اينه که کلمه آخر اين بند، يعنی Stone مداوم تکرار ميشه، طوری که سقوط آزاد فرد رو مجسم می کنه..
بعد از تکنوازی کی برد، قسمت اول آهنگ دوباره تکرار ميشه اما اين بار واترز ترانه ديگه ای رو می خونه. توی کنسرت In The Flesh طی قسمت تکنوازی های کی برد، واترز به همراه بعضی از نوازنده ها و همسراها دور يک ميز ميشينن و با هم ورق بازی می کنن!!
I gotta admit that I'm a little bit confused
Sometimes it seems to me as if I'm just being used
Gotta stay awake, gotta try and shake off this creeping malaise
If I don't stand my own ground, how can I find my way out of this
?maze
بايد تصديق کنم که کمی گيج شده ام،
بعضی از وقت ها به نظرم می آيد که فقط دارند از من استفاده می کنند
بايد بيدار بمانم، بايد سعی کنم که از اين بيماری وحشتناک رهايی يابم
اگر نتوانم [در اين جنگ] از موضعم دفاع کنم،
مگر می توانم راه خروج از اين هزارتو را بيابم؟
اين صحبت های فرديه که توی قسمت قبلی راجع بهش توضيح داده شده بود. سگی که مورد استفاده ديگران قرار می گيره و طوری بهش القا ميشه که انگار فرد مهميه تا نفهمه چه چيزی داره سرش مياد. اما بعضی از اوقات يه چيزايی می فهمه!
Deaf, dumb, and blind, you just keep on pretending
That everyone's expendable and no-one has a real friend
And it seems to you the thing to do would be to isolate the winner
And everything's done under the sun
And you believe at heart, everyone's a killer
کر، لال و کور شده ای،
اما هم چنان سعی داری وانمود کنی
که هر کسی ممکن است دست به هر کاری بزند
و کسی دوست واقعی ندارد،
و به نظرت، کاری که بايد کرد، تنها گذاشتن برنده است،
و هر کاری که در دنيا انجام می شود،
و از ته دل بر اين باوری که هر کسی [بالقوه] يک قاتل است
اين ها توجيهات چنين فرديه تا خودش رو راضی کنه که بتونه دست به چنين کارهايی بزنه! هيچ کس دوست واقعی انسان نيست، هر کسی ذاتا يک قاتله، همه افراد دنيا پست هستن، هر کسی می تونه جنايت بکنه و ... پس مجاز به انجام هر کاری هستيم! در واقع نوعی دليل آوردن برای وجدانه تا بشه هر کاری رو کرد.
اما بعد از اين قسمت باز يک سولوی بسيار زيبا رو داريم که باز هم نمونه اش اول آهنگ هست و بعدش يک شاهکار به تمام معنا از واترز که قدرت ترانه سراييش رو به وضوح نشون ميده:
Who was born in a house full of pain
Who was trained not to spit in the fan
Who was told what to do by the man
Who was broken by trained personnel
Who was fitted with collar and chain
Who was given a pat on the back
Who was breaking away from the pack
Who was only a stranger at home
Who was ground down in the end
Who was found dead on the phone
Who was dragged down by the stone
کسی که در خانه ای پر از درد و رنج به دنيا آمد،
کسی که ياد گرفت نبايد تف سربالا بيندازد،
کسی که مرد به او گفت چه کند،
کسی که کارکنان آموزش ديده او را از جمع خود بيرون انداختند (يا او را در هم شکستند)
کسی که زنجير و قلاده به او زدند،
کسی که دست نوازش بر او کشيدند،
کسی که داشت از گروه جدا می شد،
کسی که در خانه اش غريبه ای بيش نبود،
کسی که دست آخر زمين گير شد،
کسی که پای تلفنش جسدش را پيدا کردند،
کسی که سنگ او را به پايين کشيد...
کسی که سنگ او را به پايين کشيد!