خوب... می ريم سر وقت يکی ديگه از آهنگ های مورد علاقه من. آهنگی از آلبوم Division Bell که هم توی Pulse اجرا شده و هم توی کنسرت اخير گيلمور... يعنی آهنگ A Great Day For Freedom با پس زمينه پيانو و بيس آهنگ شروع ميشه و گيلمور روش می خونه.. On the day the wall came down روزی که ديوار فروريخت... لحن غمگين آهنگ خيلی چيزها می خواد بگه، شايد گيلمور می خواد يه جوری طعنه بزنه به آزادی ای که الان هست... يه نکته خيلی ريز توی اين بند هست، واترز هميشه تنفرش رو از همرنگ جماعت شدن نشون ميده، و حالا می بينيم که گيلمور هم همين کار رو می کنه... به خط اخر دقت کنيد! جماعتی که گيلاس ها رو بالا می برن و به سلامتی آزادی می نوشن، و هر کدوم اين کار رو می کنه چون ديگران اين کار رو می کنن و اين برای تک تک افراد صدق می کنه! ميشه گفت يه طور رفتار جمعی که همه منفعلانه انجامش ميدن و نمی دونن چرا! On the day the wall came down و روزی که ديوار فروريخت خوب، قضيه کمی روشن تر ميشه! شب... تاريکی و نا اميدی! که نور اميد دروغين در اون می تابه... وعده هايی بی سرانجام که تا مدتی سر بقيه رو گرم می کنه و بعد دوباره ... I dreamed you had left my side خواب ديدم که از پيشم رفته ای خوب... يک عشق، عشقی که طرفين نمی دونن چرا ولی با هم هستن! يکی از طرفين هيچ کاری برای طرف مقابل نمی تونه انجام بده، ولی گرما و غروره که باعث شده پيش هم بمونن... واقعا نمی دونم، ظاهرا هيچ ربطی به بندهای قبلی نداره! Not life devalues day by day حالا زندگی روز به روز بی ارزش تر می شود خوب ... اين قسمت به وضوح از آلبوم Amused To Death واترز الهام گرفته شده، يا اگه نخوام با قاطعيت بگم، شباهت زيادی بهش داره... زندگی که روز به روز بی ارزش تر ميشه(مقايسه کنيد با زندگی سوپرمارکتی واترز) چرا که انسانيت روز به روز بيشتر به زوال ميره (باز هم مقايسه کنيد با انقراض بشر در آلبوم واترز) و اين تغيير قابل برگشت نيست، گيلمور با ديد منفی ميگه که انسانيت که از دست رفت ديگه برنمی گرده... ياد آهنگ Love Conquers All دیپ پرپل افتادم که ميگه زخم هايی هست که هرگز خوب نميشن... Now frontiers shift like desert sands حالا مرزها مثل شن های صحرا اين ور و آن ور می روند
I woke to the sound of drums با صدای طبل ها از خواب بيدار شدم، خب .. مشخص شد، همه اين ها خواب بود.. توی اين دو بند آخر مسائل جالبی ديده ميشه، بيدار شدن با صدای طبل ها (مارش نظامی در خيابان؟!) و دلگيری های مختصری از طرف مقابل.. آهنگ کمی اوج می گيره و به کی برد و پيانو گيتار گيلمور هم اضافه ميشه که سولوی بسيار زيبا و هماهنگی رو با آهنگ می زنه ... دو دقيقه انتهايی آهنگ سولوی زيبای گيلموره. به قدری احساس تو اين سولو هست که فکر نمی کنم خود گيلمور دوباره بتونه اونو اجرا کنه! |